السيد الخميني

92

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

هم‌قطارش مىشنود و آن را با كمال شدت رد مىكند و طعن به قائلش مىزند ، ولى همان مطلب را از بزرگى در دين يا دنيا اگر شنيد قبول مىكند « 1 » . حتى ممكن است در اوّل از روى جد رد كند ، و در دوم از روى جد قبول كند . اين شخص طالب حق نيست . تكبرش پرده به روى حق مىپوشد ، و تملقش از بزرگ - كه غير از صفت تواضعِ ممدوح است - او را كر و كور مىكند . و از همين تكبر است ترك تدريس علمىيا كتابى كه با شأن خود مناسب نداند ، و ترك تدريس براى اشخاص بىعنوانِ ظاهرى ، يا براى عدهء قليله ، و ترك جماعت در مسجد كوچك و قناعت به عدهء كم ، گرچه بداند كه رضاى حق تعالى در آن است . و گاهى از بس مطلب دقيق مىشود صاحب اين خُلق نمىفهمد كه عملش مستند به خُلق كبر است ، مگر آن‌كه در صدد اصلاح نفس برآيد و دقيق شود در مكايد آن . اما كبر بر بندگان خدا ، از همه بدتر كبر بر علماء باللَّه و دانشمندان است ، كه مفاسد آن از همه بيشتر و ضررش مهمتر است . و از اين كبر است ترك مجالست فقرا و تقدم در مجالس و محافل و در راه و رفتار . و اين در جميع طبقات ، از اشراف و اعيان گرفته تا علما و محدّثين ، و از اغنيا گرفته تا فقرا مگر كسى را كه خداى تعالى حفظ فرمايد - رايج و شايع است . و تمييز بين تواضع و تملق ، و تكبر و تأبى نفس گاهى به غايت مشكل شود و بايد انسان به خداى تعالى پناه برد تا او را هدايت بنمايد . و اگر انسان در صدد اصلاح برآيد و حركت به جانب مطلوب كند ، ذات مقدس حق تعالى به رحمت واسعهء خود راهنمايى مىفرمايد و سير را آسان مىكند . فصل در سبب اصلى تكبر است كبر را اسباب بسيارى است كه برگشت تمام آنها به اين است كه انسان در خود

--> ( 1 ) - پوشيده نماند كه ترك قبول به تفصيلى كه ذكر شده داراى دو جنبه است كه يكى از آن كبر به اوامر خداست‌و ديگرى كبر بر بندگان خداى تعالى است . منه عفي عنه